: منوي اصلي :

: درباره خودم :

: لوگوي وبلاگ :

 

: پيوندهاي روزانه :

: لينك دوستان من :

: لوگوي دوستان من :
 

 

: نوای  وبلاگ :

 

 

 

 

: آرشيو يادداشت ها :

 


: نظر سنجی :

: جستجو در وبلاگ :

 

:پشتيباني وطراحي:

+ ياد گرفتم

چهارشنبه 25 ارديبهشت 1387 ساعت 10:7 عصر

امشب همه چيز رو به راه است همه چيز آرام.....آرام  باورت مي شود...
ديگر
ياد گرفته ام شبها بخوابم " با يک آرامبخش" تو نگرانم نشو !
همه
چيز را ياد گرفته ام ! راه رفتن در اين دنيا را هم بدون تو ياد گرفته ام !
ياد
گرفته ام که چگونه بي صدا بگريم !
ياد
گرفته ام که هق هق گريه هايم را با بالشم ..بي صدا کنم !
تو
نگرانم نشو !! همه چيز را ياد گرفته ام !
ياد
گرفته ام چگونه با تو باشم بي آنکه تو باشي !
ياد
گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و بي ياد تو !
ياد
گرفته ام که چگونه نبودنت را با روياي با تو بودن...
و
جاي خالي ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو
نگرانم نشو !همه چيز را ياد گرفته ام !
ياد
گرفته ام که بي تو بخندم...
ياد
گرفته ام بي تو گريه کنم...و بدون شانه هايت...
ياد
گرفته ام ...که ديگر عاشق نشوم !
ياد
گرفته ام که ديگر دل به کسي نبندم...
و
مهمتر از همه ياد گرفتم که با يادت زنده باشم و زندگي کنم !
اما
هنوز يک چيز هست ...که ياد نگر فته ام...
" که
چگونه.....! براي هميشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم...
و
نمي خواهم که هيچ وقت ياد بگيرم... تو نگرانم نشو !!
"فراموش
کردنت را هيچ وقت ياد نخواهم گرفت.


نوشته شده توسط : امير (مسافركويردلها)

نظرات ديگران [ نظر]


+ وصيت نامه

دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 ساعت 10:45 عصر

وصيت نامه


قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.
بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.
به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!
ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.
عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.
كارت شناساييم به همراه دو قطعه عکس مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.
روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!
كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بيکار ندهيد.
گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.
کله مرغ براي سگها يادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.
بجاي عکسم روي آگهي ترحيم کارت معافيم رو بزاريد.
در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.
از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم و خواهش ميکنم پشت سرم حرف در نيار يد. التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوي آدمهاي گه تازه به دوران رسيده کم نياريم. به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.
چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه براي آنها هم جا باشد


 


نوشته شده توسط : امير (مسافركويردلها)

نظرات ديگران [ نظر]


+ بعضي نوشته ها تکرار بودنشون خالي از لطف نيست....

جمعه 13 ارديبهشت 1387 ساعت 11:18 عصر
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
---------------
گيرنده : همسر عزيزم     -----------------------------------  
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!!  اگه زير کولري حالشو ببر...

نوشته شده توسط : امير (مسافركويردلها)

نظرات ديگران [ نظر]